معاملهگران CFD باید کدام شاخصهای سهام را رصد کنند؟
پاسخ کوتاه: شاخصهای S&P 500، Nasdaq-100، Dow Jones Industrial Average، DAX 40 و FTSE 100 پنج حوزه متمایز از بازار سهام جهانی را نمایندگی میکنند. این شاخصها از نظر کشور، شیوه انتخاب اجزا، تمرکز بخشی و روش وزندهی با یکدیگر تفاوت دارند. معاملهگران CFD باید این ویژگیها را با هم مقایسه کنند و فرض نکنند که همه شاخصهای سهام به رویدادهای یکسان بازار واکنش مشابهی نشان میدهند.
معاملهگران CFD باید کدام شاخصهای سهام را رصد کنند؟
پنج شاخص مهم که انواع مختلفی از قرارگیری در معرض بازار سهام را فراهم میکنند عبارتاند از:
- S&P 500
- Nasdaq-100
- Dow Jones Industrial Average
- DAX 40
- FTSE 100
این شاخصها نمایندۀ بازارهای یکسانی نیستند.
شاخص S&P 500 قرارگیری گسترده در معرض شرکتهای بزرگ آمریکایی را فراهم میکند. شاخص Nasdaq-100 وابستگی بیشتری به فناوری و کسبوکارهای رشدمحور دارد. شاخص Dow Jones گروه کوچکتری از شرکتهای جاافتادۀ آمریکایی را رصد میکند.
شاخص DAX 40 نمایندۀ شرکتهای بزرگ آلمانی است، در حالی که FTSE 100 شرکتهای بزرگ فهرستشده در بورس لندن را پوشش میدهد.
در NordFX، این بازارها در MT5 با نمادهای US500، USTEC، US30، DE40 و UK100 در دسترس هستند.
CFD شاخص سهام چیست؟
یک شاخص سهام عملکرد گروه مشخصی از سهام را اندازهگیری میکند. این گروه میتواند نمایندۀ یک کشور، یک بورس، یک بخش از بازار یا یک نوع شرکت باشد.
شاخص به خودی خود یک معیار محاسبهشده است. معاملهگر نمیتواند عدد شاخص را به همان شکلی که یک سهم را میخرد، مستقیماً خریداری کند.
یک CFD شاخص قراردادی است که تغییرات قیمت مرتبط با شاخص را دنبال میکند. این ابزار به معاملهگر امکان میدهد بدون خرید تمام سهام تشکیلدهنده، موقعیت خرید یا فروش بگیرد.
اگر پس از باز کردن موقعیت خرید، قیمت CFD شاخص افزایش یابد، ارزش موقعیت بیشتر میشود. اگر قیمت کاهش یابد، موقعیت ارزش خود را از دست میدهد. موقعیت فروش در جهت مخالف واکنش نشان میدهد.
معاملات CFD از مارجین استفاده میکنند؛ به این معنا که معاملهگر تنها بخشی از کل ارزش موقعیت را واریز میکند. با این حال، سود و زیان بر اساس اندازۀ کامل موقعیت محاسبه میشود.
این پنج شاخص چگونه انتخاب شدند؟
این پنج شاخص بر پایۀ عوامل آموزشی پایدار انتخاب شدهاند، نه بر اساس عملکرد قیمتی اخیر.
معیارهای اصلی عبارت بودند از:
- اهمیت آنها بهعنوان معیارهای منطقهای یا بینالمللی بازار؛
- نمایندگی بخشهای متمایز بازار سهام؛
- محرکهای اقتصادی و بخشی که بهروشنی قابل شناسایی باشند؛
- استفادۀ منظم در تحلیلهای مالی.
هر شاخص نوع متفاوتی از قرارگیری در معرض بازار را ارائه میدهد. ارزش کاربردی این مقایسه از درک همین تفاوتها به دست میآید.
پنج شاخص سهام برتر چگونه با یکدیگر مقایسه میشوند؟
شاخص | نماد در NordFX | بازار اصلی | اجزای تشکیلدهنده | روش وزندهی | ویژگی کلی بازار | محرکهای مهم |
S&P 500 | US500 | ایالات متحده | 500 شرکت پیشرو | وزندهی بر پایۀ ارزش بازار | قرارگیری گسترده در معرض شرکتهای بزرگ آمریکایی | سیاست فدرال رزرو، تورم، اشتغال، سودآوری شرکتها |
Nasdaq-100 | USTEC | ایالات متحده | 100 شرکت بزرگ غیرمالی بورس Nasdaq | بر پایۀ ارزش بازار | قرارگیری در معرض فناوری و شرکتهای رشدمحور | نرخ بهره، سودآوری شرکتهای فناوری، نیمهرساناها |
Dow Jones Industrial Average | US30 | ایالات متحده | 30 شرکت بزرگ | وزندهی بر پایۀ قیمت | شرکتهای بزرگ و جاافتادۀ آمریکایی | رشد اقتصادی، فعالیت صنعتی، سودآوری شرکتهای بزرگ |
DAX 40 | DE40 | آلمان | 40 شرکت بزرگ | بر پایۀ ارزش بازار شناور آزاد | شرکتهای آلمانی و فعال در سطح بینالمللی | سیاست بانک مرکزی اروپا، دادههای منطقۀ یورو، صادرات، تولید صنعتی |
FTSE 100 | UK100 | بریتانیا | 100 شرکت بزرگ فهرستشده در بورس لندن | وزندهی بر پایۀ ارزش بازار | قرارگیری در معرض بخش مالی، انرژی، معادن و شرکتهای تدافعی | قیمت کالاها، پوند استرلینگ، سیاست بانک مرکزی انگلستان |
تعداد اجزای تشکیلدهنده و روشهای محاسبۀ شاخص میتواند بر اساس قواعد متولی هر شاخص تغییر کند. معاملهگران باید در مواردی که ترکیب دقیق شاخص اهمیت دارد، مشخصات بهروز را بررسی کنند.
چرا معاملهگران CFD شاخص S&P 500 را رصد میکنند؟
شاخص S&P 500 عملکرد 500 شرکت پیشرو آمریکایی را دنبال میکند و معمولاً بهعنوان معیاری گسترده از بازار سهام شرکتهای بزرگ آمریکا به کار میرود.
اجزای تشکیلدهندۀ آن بخشهای متعددی را پوشش میدهند، از جمله:
- فناوری؛
- خدمات مالی؛
- سلامت و درمان؛
- شرکتهای مصرفی؛
- کسبوکارهای صنعتی؛
- خدمات ارتباطی؛
- انرژی.
از آنجا که این شاخص صدها شرکت را در بر میگیرد، تنوع بیشتری در مقایسه با شاخصی دارد که تنها از چند ده سهم تشکیل شده است. با این حال، شرکتهای بزرگتر تأثیر بیشتری دارند، زیرا وزندهی شاخص عمدتاً بر پایۀ ارزش بازار انجام میشود.
شاخص S&P 500 اغلب به تحولات گستردۀ اقتصادی آمریکا واکنش نشان میدهد، از جمله تصمیمات فدرال رزرو، گزارشهای تورم، آمار اشتغال و سودآوری شرکتها.
این شاخص همچنین میتواند بازتابدهندۀ فضای ریسکپذیری جهانی باشد، زیرا بسیاری از بزرگترین شرکتهای آن در سطح بینالمللی فعالیت میکنند.
برای معاملهگران CFD، نماد US500 میتواند بهجای یک صنعت خاص، مرجعی برای کل بازار سهام آمریکا باشد.

چرا معاملهگران CFD شاخص Nasdaq-100 را رصد میکنند؟
شاخص Nasdaq-100 شامل 100 شرکت از بزرگترین شرکتهای غیرمالی فهرستشده در بورس Nasdaq است.
این شاخص وابستگی چشمگیری به بخشهای مرتبط با نوآوری و رشد دارد، از جمله:
- فناوری؛
- نرمافزار؛
- نیمهرساناها؛
- مخابرات؛
- زیستفناوری؛
- خدمات مصرفی.
بر اساس روششناسی این شاخص، شرکتهای مالی از آن حذف میشوند. همین موضوع Nasdaq-100 را از شاخصهای گستردهتری که بانکها و سایر مؤسسات مالی را در بر میگیرند، متمایز میکند.
این شاخص میتواند واکنش شدیدی به سودآوری شرکتهای بزرگ فناوری و نیمهرسانا نشان دهد. از آنجا که ارزشگذاری شرکتهای رشدمحور تا حدی به سود مورد انتظار آینده وابسته است، تغییر در انتظارات نرخ بهره نیز میتواند تأثیر قابلتوجهی داشته باشد.
هنگامی که فعالان بازار انتظار دارند نرخ بهره در سطوح بالاتر باقی بماند، سود آیندۀ شرکتها ممکن است با ارزش کمتری سنجیده شود. با کاهش انتظارات نرخ بهره، سهام رشدمحور ممکن است حمایت شود.
این رابطه خودکار نیست، اما توضیح میدهد که چرا رفتار USTEC میتواند با US500 متفاوت باشد.
چرا معاملهگران CFD شاخص Dow Jones Industrial Average را رصد میکنند؟
شاخص Dow Jones Industrial Average عملکرد 30 شرکت بزرگ آمریکایی را دنبال میکند.
برخلاف S&P 500 و Nasdaq-100، وزندهی شاخص Dow بر پایۀ قیمت است. این یعنی شرکتهایی با قیمت سهام بالاتر میتوانند تأثیر بیشتری بر شاخص داشته باشند، مستقل از ارزش بازار کل آنها.
شاخص Dow شرکتهای جاافتاده از چند صنعت مختلف را در بر میگیرد. این شاخص بیشتر با شرکتهای بزرگ و بالغ آمریکایی شناخته میشود، نه با کل بازار یا بخشی متمرکز بر فناوری.
تعداد کمتر اجزای تشکیلدهندۀ آن باعث میشود تنوع کمتری نسبت به S&P 500 داشته باشد.
شاخص Dow ممکن است به موارد زیر واکنش نشان دهد:
- سودآوری شرکتهای بزرگ؛
- دادههای صنعتی و تولیدی؛
- تقاضای مصرفکننده؛
- سرمایهگذاری کسبوکارها؛
- تغییر در چشمانداز اقتصادی آمریکا.
بنابراین US30 دیدگاهی متفاوت از سهام آمریکا در مقایسه با US500 و USTEC ارائه میدهد.

چرا معاملهگران CFD شاخص DAX 40 را رصد میکنند؟
شاخص DAX 40 عملکرد 40 شرکت بزرگ فهرستشده در بازار تحت نظارت بورس فرانکفورت را دنبال میکند.
این شاخص معیار اصلی سهام آلمان است، اما بسیاری از شرکتهای تشکیلدهندۀ آن در سطح بینالمللی فعالیت میکنند. درآمد آنها میتواند به تقاضا از اروپا، ایالات متحده، چین و سایر بازارهای مهم وابسته باشد.
حوزههای مهم قرارگیری در معرض بازار میتواند شامل موارد زیر باشد:
- خودروسازی؛
- مهندسی صنعتی؛
- مواد شیمیایی؛
- خدمات مالی؛
- بیمه؛
- فناوری؛
- سلامت و درمان.
شاخص DAX میتواند به سیاست بانک مرکزی اروپا، تورم منطقۀ یورو، دادههای اقتصادی آلمان و شرایط تجارت بینالملل واکنش نشان دهد.
اهمیت آلمان در تولید صنعتی و صادرات نیز این شاخص را نسبت به تقاضای صنعتی جهانی، شرایط زنجیرۀ تأمین و نوسانات یورو حساس میکند.
بنابراین DE40 را نباید معیاری برای سنجش فعالیتهای صرفاً داخلی آلمان دانست. عملیات بینالمللی میتواند تأثیر چشمگیری بر شرکتهای تشکیلدهندۀ آن داشته باشد.
چرا معاملهگران CFD شاخص FTSE 100 را رصد میکنند؟
شاخص FTSE 100 شامل 100 شرکت از بزرگترین شرکتهای واجد شرایط فهرستشده در بورس لندن است.
این شاخص نمایندگی چشمگیری از بخشهایی مانند موارد زیر دارد:
- خدمات مالی؛
- انرژی؛
- معادن؛
- داروسازی؛
- کالاهای مصرفی اساسی.
چند شرکت مهم تشکیلدهندۀ آن بخش بزرگی از درآمد خود را در خارج از بریتانیا کسب میکنند. در نتیجه، FTSE 100 لزوماً همسو با اقتصاد داخلی بریتانیا حرکت نمیکند.
قیمت کالاها میتواند بر این شاخص اثر بگذارد، زیرا شرکتهای بزرگ انرژی و معدنی بخش مهمی از ترکیب آن را تشکیل میدهند.
نوسانات پوند بریتانیا نیز میتواند اهمیت داشته باشد. با تضعیف پوند، درآمدهای خارجی شرکتهای با فعالیت بینالمللی ممکن است به پوند بیشتری تبدیل شود. با این حال، این اثر میان اجزای مختلف شاخص متفاوت است و نباید آن را قاعدهای ثابت دانست.
بنابراین UK100 میتواند قرارگیری در معرض بخشها و ارزهای متفاوتی را در مقایسه با شاخصهای آمریکایی و DAX 40 ارائه دهد.
شاخصهای آمریکایی و اروپایی چه تفاوتی دارند؟
نمادهای US500، USTEC و US30 همه شرکتهای فهرستشده در آمریکا را دنبال میکنند، اما ساختار آنها متفاوت است.
US500 گستردهترین پوشش را میان این سه ارائه میدهد. USTEC وابستگی بیشتری به فناوری و رشد دارد. US30 تنها 30 شرکت جاافتاده را در بر میگیرد و از روش وزندهی بر پایۀ قیمت استفاده میکند.
DE40 و UK100 قرارگیری در معرض سهام اروپا را فراهم میکنند، اما با یکدیگر نیز تفاوت دارند.
DE40 پیوند نزدیکی با صنعت آلمان، صادرات و شرایط منطقۀ یورو دارد. UK100 قرارگیری قابلتوجهی در معرض شرکتهای مالی، انرژی، معدنی و تدافعی دارد.
این تفاوتها اهمیت دارند، زیرا یک رویداد اقتصادی میتواند به سود یک شاخص باشد و در همان زمان تأثیر کمی—یا تأثیری معکوس—بر شاخص دیگر داشته باشد.
برای نمونه، افزایش قیمت نفت میتواند از برخی شرکتهای انرژی در UK100 حمایت کند و در همان حال هزینههای کسبوکارها در سایر شاخصها را افزایش دهد.
چه عواملی شاخصهای سهام را حرکت میدهند؟
شاخصهای سهام به تغییر در ارزش مورد انتظار شرکتهای تشکیلدهندۀ خود واکنش نشان میدهند.
عوامل تأثیرگذار مهم عبارتاند از:
انتظارات نرخ بهره
نرخ بهره بر هزینههای تأمین مالی، تقاضای اقتصادی و ارزشگذاری شرکتها اثر میگذارد. شاخصهای رشدمحور ممکن است بهطور خاص حساس باشند، زیرا بخش عمدۀ ارزش مورد انتظار شرکتهای آنها به سود آینده بستگی دارد.
تورم
تورم میتواند بر تقاضای مصرفکننده، هزینههای شرکتها، سیاست نرخ بهره و حاشیۀ سود اثر بگذارد. اثر آن در صنایع مختلف متفاوت است.
اشتغال و رشد اقتصادی
اشتغال قوی و فعالیت اقتصادی میتواند از درآمد شرکتها حمایت کند. با این حال، دادههای قویتر میتواند انتظارات از سیاست پولی سختگیرانهتر را نیز افزایش دهد.
سودآوری شرکتها
یک شرکت بزرگ میتواند بر شاخص اثر بگذارد، در صورتی که وزن بالایی در آن شاخص داشته باشد. سودآوری شرکتهای بزرگ فناوری میتواند بهطور خاص برای Nasdaq-100 و S&P 500 اهمیت داشته باشد.
نوسانات ارزی
نرخهای ارز میتواند بر صادرکنندگان، واردکنندگان و شرکتهای فعال در سطح بینالمللی اثر بگذارد. این اثر به محل کسب درآمد و محل تحمل هزینهها بستگی دارد.
قیمت کالاها
نفت، فلزات و سایر کالاها میتوانند بر تولیدکنندگان انرژی، شرکتهای معدنی، تولیدکنندگان و کسبوکارهای حملونقل اثر بگذارند.
تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی
محدودیتهای تجاری، انتخابات، درگیریها و تغییرات مقرراتی میتوانند بر فضای ریسک و انتظارات از شرکتها اثر بگذارند.
هیچ عامل واحدی جهت حرکت یک شاخص را تعیین نمیکند. اغلب چندین عامل بهطور همزمان عمل میکنند.

کدام شاخص نوسان بیشتری دارد؟
هیچ رتبهبندی همیشگی و ثابتی برای نوسان وجود ندارد.
نوسان بر اساس شرایط بازار، رویدادهای اقتصادی و تحولات مربوط به هر بخش تغییر میکند.
شاخص Nasdaq-100 ممکن است هنگام تغییرات شدید در سهام فناوری یا انتظارات نرخ بهره حرکتهای بزرگتری را تجربه کند. شاخص DAX 40 میتواند واکنش شدیدی به تحولات مرتبط با تولید صنعتی اروپا یا تجارت بینالملل نشان دهد.
شاخص S&P 500 تنوع بیشتری دارد، اما در دورههای تنش مالی همچنان میتواند حرکتهای قابلتوجهی داشته باشد.
مقایسۀ درست بر پایۀ تغییر درصدی یا معیار استانداردشدۀ دیگری از نوسان انجام میشود. مقایسۀ تغییرات واحدی (پوینت) بهتنهایی میتواند گمراهکننده باشد، زیرا هر شاخص در سطح عددی متفاوتی معامله میشود.
حرکت 200 واحدی در یک شاخص بهطور خودکار بزرگتر از حرکت 100 واحدی در شاخص دیگر نیست.
معاملهگران چگونه باید CFD شاخصها را مقایسه کنند؟
یک مقایسۀ سودمند باید چیزی بیش از نام شاخص را در بر بگیرد.
معاملهگران باید موارد زیر را بررسی کنند:
- ارزشی که هر لات یا اندازۀ قرارداد نمایندگی میکند؛
- حداقل تغییر قیمت؛
- ارزش هر واحد (پوینت) شاخص؛
- الزامات مارجین؛
- اسپرد معمول؛
- ساعات معاملاتی؛
- هزینۀ تأمین مالی شبانه؛
- تعدیلات سود تقسیمی؛
- ارزی که ابزار با آن قیمتگذاری میشود.
معاملهگر همچنین باید بداند شاخص پایه چه چیزی را نمایندگی میکند.
یک شاخص گستردۀ آمریکایی، یک شاخص متمرکز بر فناوری و یک شاخص بریتانیایی حساس به کالاها میتوانند واکنشهای بسیار متفاوتی به یک رویداد یکسان داشته باشند.
معاملهگران CFD شاخص باید چه ریسکهایی را بشناسند؟
CFD شاخصها ابزارهای اهرمی هستند. اهرم میتواند هم سود و هم زیان را افزایش دهد.
ریسکهای اصلی عبارتاند از:
- حرکتهای سریع بازار؛
- محاسبۀ زیان بر پایۀ اندازۀ کامل موقعیت؛
- کافی نبودن مارجین؛
- بسته شدن خودکار موقعیت؛
- گستردهتر شدن اسپردها در دورههای پرنوسان؛
- شکافهای قیمتی شبانه؛
- هزینۀ تأمین مالی موقعیتهایی که باز نگه داشته میشوند؛
- قرارگیری در معرض ریسک ارزی؛
- تمرکز در بخشهای خاص.
معاملۀ یک شاخص وابستگی به یک شرکت خاص را کاهش میدهد، اما ریسک بازار را از میان نمیبرد.
یک شاخص میتواند زمانی افت کند که بیشتر شرکتهای تشکیلدهندۀ آن با هم کاهش یابند. تمرکز بخشی نیز میتواند یک شاخص را در برابر نوع خاصی از رویدادها آسیبپذیرتر کند.
معاملهگران چه اشتباهات رایجی مرتکب میشوند؟
فرض اینکه هر شاخص نمایندۀ کل اقتصاد است
هر شاخص تنها نمایندۀ شرکتها و بخشهایی است که بر اساس روششناسی آن در نظر گرفته شدهاند. برای نمونه، Nasdaq-100 نمایندۀ کامل اقتصاد آمریکا نیست.
انتخاب یک شاخص فقط به این دلیل که حرکت بیشتری دارد
نوسان بالاتر حرکتهای قیمتی بزرگتری در هر دو جهت ایجاد میکند. این موضوع تضمینی برای فرصتها یا نتایج معاملاتی بهتر نیست.
مقایسۀ حرکتهای واحدی بهجای درصدی
شاخصها در سطوح عددی متفاوتی قرار دارند. تغییرات درصدی مقایسۀ معنادارتری فراهم میکند.
نادیده گرفتن تمرکز بخشی
دو شاخص آمریکایی میتوانند عملکرد متفاوتی داشته باشند، زیرا شرکتهای متفاوتی را در بر میگیرند و از روشهای وزندهی مختلفی استفاده میکنند.
معامله خارج از نشست اصلی بازار بدون بررسی شرایط
CFD شاخصها ممکن است فراتر از ساعات بازار نقدی پایه در دسترس باشند، اما نقدشوندگی و اسپردها میتوانند متفاوت باشند.
استفاده از اندازۀ موقعیت یکسان برای همۀ شاخصها
ارزش هر واحد و مشخصات قرارداد میتواند متفاوت باشد. یک اندازۀ لات یکسان ممکن است در دو CFD شاخص، میزان قرارگیری در معرض ریسک متفاوتی ایجاد کند.
اشتباه گرفتن مارجین با کل ریسک
مارجین مبلغی است که برای باز کردن یا حفظ موقعیت لازم است. این مبلغ برابر با کل مقداری نیست که در معرض حرکت بازار قرار دارد.
پرسشهای متداول
پرطرفدارترین شاخص سهام کدام است؟
شاخص S&P 500 یکی از پیگیریشدهترین معیارها برای شرکتهای بزرگ آمریکایی است. این شاخص 500 کسبوکار پیشرو را در بخشهای متعدد پوشش میدهد.
کدام شاخص بیشترین وابستگی را به فناوری دارد؟
میان پنج شاخص بررسیشده در این مقاله، Nasdaq-100 بیشترین تمرکز را در حوزۀ فناوری و شرکتهای رشدمحور دارد.
تفاوت میان S&P 500 و Dow Jones چیست؟
شاخص S&P 500 شامل 500 شرکت است و وزندهی آن عمدتاً بر پایۀ ارزش بازار انجام میشود. شاخص Dow شامل 30 شرکت است و وزندهی آن بر پایۀ قیمت است.
آیا شاخص DAX 40 تنها از اقتصاد آلمان تأثیر میگیرد؟
نه. بسیاری از شرکتهای DAX در سطح بینالمللی فعالیت میکنند، بنابراین این شاخص میتواند به تولید صنعتی جهانی، تجارت، نوسانات ارزی و تقاضا از سایر مناطق واکنش نشان دهد.
چرا FTSE 100 میتواند به قیمت کالاها واکنش نشان دهد؟
شاخص FTSE 100 شرکتهای بزرگ انرژی و معدنی را در بر میگیرد. بنابراین تغییر قیمت نفت و فلزات میتواند بر چندین جزء تأثیرگذار آن اثر بگذارد.
آیا میتوان شاخصهای سهام را بدون خرید سهام معامله کرد؟
بله. CFD شاخصها به معاملهگران امکان میدهد بدون خرید تمام سهام تشکیلدهنده، روی حرکت قیمت شاخص موقعیت بگیرند.
آیا CFD شاخصها برای مبتدیان مناسب است؟
درک آنها ممکن است آسانتر از تحلیل صدها سهم جداگانه باشد، اما این ابزارها همچنان اهرمی هستند. مبتدیان باید پیش از معامله، اندازۀ موقعیت، مارجین، ارزش هر واحد و زیان احتمالی را بشناسند.
نتیجهگیری
شاخصهای S&P 500، Nasdaq-100، Dow Jones Industrial Average، DAX 40 و FTSE 100 پنج دیدگاه متفاوت از بازار سهام جهانی را ارائه میدهند.
شاخص S&P 500 قرارگیری گسترده در معرض بازار آمریکا را فراهم میکند. Nasdaq-100 ویژگیهای فناوری و رشد قویتری دارد. Dow گروه کوچکتری از شرکتهای جاافتادۀ آمریکایی را دنبال میکند.
شاخص DAX 40 قرارگیری در معرض شرکتهای بزرگ آلمانی و فعال در سطح بینالمللی را فراهم میکند، در حالی که FTSE 100 شرکتهای بزرگ فهرستشده در بریتانیا را در بر میگیرد که قرارگیری چشمگیری در معرض بخش مالی، انرژی، معادن و درآمدهای بینالمللی دارند.
برای معاملهگران CFD، مهمترین پرسش این نیست که کدام شاخص در همۀ شرایط بهترین است. پرسش اصلی این است که معاملهگر ساختار، ترکیب بخشی، نشست معاملاتی و پروفایل ریسک کدام شاخص را بهقدر کافی میشناسد تا بتواند آن را مسئولانه تحلیل کند.
بازگشت بازگشت