7 راه برای جلوگیری از ضرر در معاملات

چگونه معامله‌گران می‌توانند از ضرر در معاملات جلوگیری کنند؟

پاسخ کوتاه: معامله‌گران نمی‌توانند ضرر را به طور کامل از بین ببرند، اما می‌توانند با کنترل میزان ریسک در هر معامله، استفاده از حد ضرر، تعیین اهداف واقع‌بینانه ریسک به ریوارد، مدیریت اهرم، پیروی از یک برنامه معاملاتی، انتخاب یک کارگزار معتبر و بازبینی و بهبود مستمر تصمیمات خود، ریسک ضررهای جدی را کاهش دهند.


آیا می‌توانید به‌طور کامل از ضرر در معاملات جلوگیری کنید؟

خیر. هر استراتژی معاملاتی می‌تواند معاملات زیان‌ده ایجاد کند.

بازارها غیرقابل پیش‌بینی هستند و حتی یک معامله با تحقیق دقیق نیز می‌تواند به دلیل داده‌های اقتصادی غیرمنتظره، تغییرات در احساسات بازار، نوسانات یا سایر تحولات بازار در جهت مخالف حرکت کند.

بنابراین هدف مدیریت ریسک از بین بردن هر ضرر نیست. هدف آن جلوگیری از این است که یک معامله زیان‌ده معمولی، یا مجموعه‌ای از ضررها، آسیب نامتناسبی به حساب معاملاتی وارد کند.

این تفاوت مهم است. یک معامله‌گر نیازی ندارد که همه معاملاتش سودآور باشند. آنچه اهمیت دارد این است که آیا ضررها تحت کنترل باقی می‌مانند و آیا رویکرد کلی معاملاتی پایدار است.

7 راه برای کاهش ضررهای معاملاتی چیست؟

قانون

هدف اصلی

اصل کاربردی

استفاده از نسبت ریسک به ریوارد منطقی

مقایسه ضرر احتمالی و سود احتمالی

تعیین ریسک و هدف پیش از ورود

محدود کردن ریسک هر معامله

حفاظت از سرمایه حساب

ریسک کردن فقط درصد کمی از سرمایه

استفاده از سفارش‌های حد ضرر و حد سود

تعیین نقاط خروج

برنامه‌ریزی سطوح خروج پیش از معامله

پیروی از یک برنامه معاملاتی

بهبود ثبات

استفاده از قوانین معاملاتی از پیش تعیین‌شده

درک اهرم

کنترل میزان قرارگیری در معرض ریسک

استفاده نکردن از حداکثر اهرم فقط به این دلیل که در دسترس است

انتخاب یک کارگزار معتبر

کاهش ریسک‌های عملیاتی

بررسی وضعیت قانونی، شرایط، هزینه‌ها و شرایط برداشت

ادامه یادگیری

بهبود تصمیمات آینده

بازبینی معاملات و شناسایی اشتباهات تکراری

1. چرا باید از نسبت ریسک به ریوارد منطقی استفاده کنید؟

نسبت ریسک به ریوارد میزان ریسکی که یک معامله‌گر قصد دارد بپذیرد را با بازده احتمالی در صورت رسیدن معامله به هدف مقایسه می‌کند.

برای مثال:

  1. حداکثر ضرر برنامه‌ریزی‌شده: 100 دلار
  2. سود احتمالی: 200 دلار
  3. نسبت ریسک به ریوارد: 1:2

این یعنی معامله‌گر 1 دلار را برای بازده احتمالی 2 دلار ریسک می‌کند.

نسبت 1:2 معمولاً به‌عنوان یک مثال آموزشی استفاده می‌شود، زیرا معامله سودده احتمالی دو برابر ضرر برنامه‌ریزی‌شده است. با این حال، این نسبت نباید به‌عنوان یک قانون همگانی در نظر گرفته شود.

یک سطح حد سود دور، به‌خودی‌خود معامله را جذاب نمی‌کند. هدف نیز باید با توجه به ساختار بازار، نوسانات و استراتژی معاملاتی واقع‌بینانه باشد.

بنابراین ریسک به ریوارد باید همراه با احتمال رسیدن به هدف ارزیابی شود.

یک معامله‌گر با نرخ برد نسبتاً پایین ممکن است همچنان به نتایج مثبت برسد، اگر معاملات سودده به‌طور متوسط به‌طور قابل‌توجهی بزرگ‌تر از معاملات زیان‌ده باشند. برعکس، نرخ برد بالا سودآوری را تضمین نمی‌کند اگر ضررهای فردی بسیار بزرگ‌تر از سودها باشند.

2. چه مقدار سرمایه باید در یک معامله ریسک کنید؟

یک معامله‌گر باید حداکثر ضرر قابل‌قبول را پیش از باز کردن یک پوزیشن مشخص کند.

یک رویکرد رایج این است که فقط درصد کمی از سرمایه حساب در هر معامله ریسک شود. حدود 1 تا 2 درصد یا کمتر اغلب به‌عنوان یک راهنمای آموزشی استفاده می‌شود، هرچند هیچ درصدی وجود ندارد که برای همه معامله‌گران یا استراتژی‌ها مناسب باشد.

برای یک حساب 10,000 دلاری:

  1. 1 درصد ریسک = 100 دلار
  2. 2 درصد ریسک = 200 دلار
  3. 5 درصد ریسک = 500 دلار

این تفاوت به‌ویژه در طول یک دنباله زیان‌ده اهمیت پیدا می‌کند.

برای مثال، پنج معامله متوالی که هر یک 1 درصد از سرمایه اولیه 10,000 دلاری را از دست بدهند، تقریباً 500 دلار ضرر برنامه‌ریزی‌شده خواهند داشت. پنج معامله با ریسک 5 درصدی هر کدام می‌توانند 2,500 دلار از موجودی اولیه را در معرض خطر قرار دهند.

به همین دلیل، محدودیت‌های ریسک نسبتاً کوچک می‌توانند به حفاظت از حساب در زمانی که چند معامله به اشتباه پیش می‌روند کمک کنند.

ریسک هر معامله همچنین باید از مقدار سرمایه‌گذاری‌شده یا مارجین لازم برای باز کردن پوزیشن متمایز شود. رقم مهم، مقداری است که در صورت رسیدن معامله به نقطه خروج برنامه‌ریزی‌شده، واقعاً از دست خواهد رفت.

3. چرا معامله‌گران باید از سفارش‌های حد ضرر و حد سود استفاده کنند؟

حد ضرر مشخص می‌کند که در صورت حرکت بازار علیه معامله‌گر، پوزیشن در کجا باید بسته شود.

حد سود یک قیمت از پیش تعیین‌شده را مشخص می‌کند که در آن یک پوزیشن سودده می‌تواند بسته شود.

این دو سفارش با هم به تبدیل یک تصمیم نامحدود به یک معامله برنامه‌ریزی‌شده کمک می‌کنند.

یک توالی مفید این است:

  1. مشخص کنید در کجا ایده معاملاتی دیگر معتبر نخواهد بود.
  2. حد ضرر را در حوالی آن سطح قرار دهید.
  3. محاسبه کنید که در صورت رسیدن به حد ضرر چه مقدار پول از دست خواهد رفت.
  4. اندازه پوزیشن را تنظیم کنید تا ضرر در محدوده ریسک انتخابی باقی بماند.
  5. یک هدف سود واقع‌بینانه تعیین کنید.

حد ضرر نباید صرفاً در فاصله‌ای تصادفی قرار داده شود، فقط به این دلیل که معامله‌گر نمی‌خواهد پول بیشتری از دست بدهد. حد ضرر باید تحلیل بازار را منعکس کند و در عین حال با حداکثر ریسک قابل‌قبول معامله‌گر همخوانی داشته باشد.

معامله‌گران همچنین باید بدانند که یک حد ضرر معمولی همیشه نمی‌تواند قیمت اجرای دقیق را تضمین کند. در طول گپ‌های قیمتی شدید، بازارهای غیرمعمول سریع یا دوره‌های نقدشوندگی محدود، ممکن است سفارش در قیمت دیگری اجرا شود.

سفارش‌های حد سود هدف متفاوتی دارند. آن‌ها به معامله‌گران کمک می‌کنند از تغییر مداوم هدف سود به دلیل حرص یا تغییر احساسات پس از باز شدن پوزیشن جلوگیری کنند.

7 راه برای جلوگیری از ضرر در معاملات

4. چرا برنامه معاملاتی مهم است؟

برنامه معاملاتی شرایطی را مشخص می‌کند که تحت آن معامله‌گر پوزیشن‌ها را باز می‌کند، مدیریت می‌کند و می‌بندد.

بدون آن، تصمیمات ممکن است بسته به سودها، ضررها یا احساسات اخیر تغییر کند.

یک برنامه کاربردی ممکن است موارد زیر را مشخص کند:

  1. کدام بازارها می‌توانند معامله شوند؛
  2. شرایط معاملاتی قابل‌قبول؛
  3. شرایط ورود؛
  4. قوانین حد ضرر؛
  5. روش تعیین اندازه پوزیشن؛
  6. حداکثر ریسک هر معامله؛
  7. ریسک به ریوارد قابل‌قبول؛
  8. حداکثر ضرر روزانه یا هفتگی؛
  9. حداکثر قرارگیری هم‌زمان در معرض ریسک؛
  10. شرایط برای برداشت سود؛
  11. شرایطی که تحت آن نباید معامله جدیدی باز شود.

این برنامه باید پیش از آنکه معامله‌گر تحت فشار یک پوزیشن فعال قرار گیرد، تهیه شود.

این برنامه به‌ویژه پس از چند معامله زیان‌ده مفید است. بدون محدودیت‌های از پیش تعیین‌شده، معامله‌گر ممکن است اندازه پوزیشن را برای جبران سریع ضررها افزایش دهد. این کار معمولاً معامله انتقام‌جویانه نامیده می‌شود و می‌تواند یک افت سرمایه قابل‌مدیریت را به ضرری بسیار بزرگ‌تر تبدیل کند.

یک برنامه نوشته‌شده نمی‌تواند نتایج سودآور را تضمین کند. هدف آن این است که ریسک و تصمیم‌گیری را باثبات‌تر کند.

5. اهرم چگونه ریسک معاملاتی را افزایش می‌دهد؟

اهرم به معامله‌گر اجازه می‌دهد پوزیشنی را کنترل کند که ارزش بازاری آن بیشتر از مقدار سپرده‌شده به‌عنوان مارجین است.

این به این معنا نیست که اهرم سرمایه معاملاتی بیشتری ایجاد می‌کند.

سود و ضرر توسط اندازه پوزیشن و حرکت بازار تعیین می‌شوند. بنابراین یک پوزیشن اهرمی بزرگ‌تر برای یک تغییر درصدی یکسان قیمت، سودها یا ضررهای بزرگ‌تری ایجاد می‌کند.

یک اشتباه رایج این است که حداکثر اهرم موجود با اهرم مناسب اشتباه گرفته شود.

برای مثال، اگر یک کارگزار اهرم بالایی را در دسترس قرار دهد، این به این معنا نیست که معامله‌گر باید به‌طور خودکار از بزرگ‌ترین پوزیشنی که حساب می‌تواند پشتیبانی کند استفاده کند.

یک فرآیند منظم‌تر این است:

تعیین ریسک قابل‌قبول ← تعیین حد ضرر ← محاسبه اندازه پوزیشن ← تعیین مارجین لازم.

رویکرد معکوس می‌تواند خطرناک باشد:

بررسی حداکثر اهرم موجود ← باز کردن بزرگ‌ترین پوزیشن ممکن ← تصمیم‌گیری در مورد نحوه مدیریت ریسک پس از آن.

مارجین تعیین می‌کند که آیا یک پوزیشن از نظر فنی می‌تواند باز شود یا نه. مدیریت ریسک تعیین می‌کند که آیا باز کردن آن پوزیشن برای برنامه معامله‌گر منطقی است یا نه.

6. چگونه یک کارگزار معتبر انتخاب کنید؟

ریسک بازار تنها عاملی نیست که معامله‌گران باید در نظر بگیرند. شرکتی که از طریق آن یک حساب باز می‌شود نیز اهمیت دارد.

پیش از سپرده‌گذاری پول، معامله‌گران باید بدانند با چه کسی طرف هستند و تحت چه شرایطی حساب آن‌ها فعالیت می‌کند. آن‌ها باید یک کارگزار CFD معتبر را انتخاب کنند.

عوامل مهم عبارتند از:

شرایط معاملاتی

اسپردها، کمیسیون‌ها، هزینه تأمین مالی شبانه، الزامات مارجین، اهرم موجود و سایر هزینه‌هایی که ممکن است بر هزینه‌های معاملاتی تأثیر بگذارند را بررسی کنید.

واریز و برداشت

روش‌های پرداخت موجود، کارمزدهای احتمالی، شرایط پردازش و هرگونه الزامات احراز هویت را پیش از تأمین مالی حساب درک کنید.

اجرای سفارش

معامله‌گران باید بدانند که سفارش‌های بازار، سفارش‌های حد ضرر و گپ‌های قیمتی چگونه مدیریت می‌شوند.

شفافیت

مشخصات حساب، هزینه‌ها، افشای ریسک و شرایط کلیدی مشتری باید پیش از باز کردن پوزیشن‌ها به‌اندازه کافی برای معامله‌گر واضح باشند.

انتخاب دقیق یک کارگزار نمی‌تواند ضررهای بازار را از بین ببرد، اما می‌تواند مشکلات قابل‌اجتناب مرتبط با شرایط نامناسب، هزینه‌های غیرمنتظره یا شرایط نامشخص حساب را کاهش دهد.

7. چرا معامله‌گران باید به یادگیری ادامه دهند؟

یک استراتژی معاملاتی نباید به‌عنوان چیزی در نظر گرفته شود که هرگز نیاز به بازبینی ندارد.

بازارها تغییر می‌کنند، نوسانات تغییر می‌کنند و روشی که در یک محیط عملکرد خوبی داشته، ممکن است در محیط دیگری متفاوت عمل کند.

یکی از مفیدترین ابزارهای یادگیری، دفترچه معاملاتی است.

برای هر معامله، یک معامله‌گر می‌تواند موارد زیر را ثبت کند:

  1. چرا معامله باز شد؛
  2. قیمت ورود؛
  3. حد ضرر؛
  4. هدف؛
  5. اندازه پوزیشن؛
  6. نسبت ریسک به ریوارد؛
  7. نتیجه؛
  8. آیا برنامه معاملاتی رعایت شد یا نه؛
  9. چه چیزی می‌توانست بهبود یابد.

پس از تعداد کافی معامله، الگوهای تکراری ممکن است قابل مشاهده شوند.

برای مثال، یک معامله‌گر ممکن است متوجه شود که ضررها اغلب پس از ورود بدون تأیید، افزایش اندازه پوزیشن پس از یک معامله زیان‌ده یا معامله در دوره‌هایی که معمولاً از آن‌ها اجتناب می‌کند، رخ می‌دهند.

همچنین منابع آموزشی زیادی آنلاین برای معامله‌گران وجود دارد، مانند مرکز آموزش NordFX.

چه اشتباهات رایجی باعث می‌شوند معامله‌گران پول زیادی از دست بدهند؟

ریسک زیاد در یک معامله

معامله‌گری که درصد بزرگی از حساب را در معرض ریسک قرار می‌دهد می‌تواند از تنها چند پوزیشن زیان‌ده آسیب قابل‌توجهی متحمل شود.

افزایش اندازه پوزیشن پس از یک ضرر

تلاش برای جبران فوری یک ضرر با باز کردن معامله‌ای بزرگ‌تر، قرارگیری در معرض ریسک را دقیقاً در زمانی افزایش می‌دهد که ممکن است انضباط از قبل ضعیف شده باشد.

جابه‌جایی حد ضرر به فاصله دورتر

یک معامله‌گر ممکن است حد ضرر را جابه‌جا کند چون نمی‌خواهد ضرر را بپذیرد. این کار محاسبه اصلی ریسک را تغییر می‌دهد و می‌تواند ضرر نهایی را بسیار بزرگ‌تر از آنچه برنامه‌ریزی شده بود، بکند.

استفاده از حداکثر اهرم موجود

بزرگ‌ترین پوزیشنی که یک کارگزار اجازه می‌دهد، لزوماً پوزیشن مناسبی برای اندازه حساب یا استراتژی معامله‌گر نیست.

معامله بدون برنامه

بدون قوانین از پیش تعیین‌شده، ورود و خروج می‌تواند ناپیوسته شود و به‌شدت تحت تأثیر احساسات قرار گیرد.

تمرکز فقط بر نرخ برد

یک استراتژی می‌تواند به‌طور مکرر ببرد و همچنان پول از دست بدهد، اگر معاملات زیان‌ده بسیار بزرگ‌تر از معاملات سودده باشند.

عدم بازبینی اشتباهات

ضررهای تکراری ناشی از رفتار یکسان، اگر معامله‌گر هرگز آن‌ها را ثبت یا تحلیل نکند، به‌سختی قابل اصلاح هستند.

سؤالات متداول

آیا می‌توانید به‌طور کامل از ضرر در معاملات جلوگیری کنید؟

خیر. معاملات زیان‌ده اجتناب‌ناپذیر هستند، زیرا حرکات بازار نمی‌توانند با قطعیت پیش‌بینی شوند. مدیریت ریسک هدفش کنترل اندازه ضررها است، نه از بین بردن کامل آن‌ها.

یک معامله‌گر باید در یک معامله چه مقدار ریسک کند؟

هیچ درصد همگانی وجود ندارد، اما حدود 1 تا 2 درصد یا کمتر از سرمایه حساب معمولاً به‌عنوان یک راهنمای آموزشی مدیریت ریسک استفاده می‌شود. سطح مناسب به معامله‌گر، استراتژی و تحمل ریسک بستگی دارد.

آیا نسبت ریسک به ریوارد 1:2 خوب است؟

نسبت 1:2 یعنی ریسک کردن یک واحد برای هدف‌گیری دو واحد بازده احتمالی. این نسبت می‌تواند مفید باشد، اما به‌طور خودکار برای هر استراتژی مناسب نیست. احتمال، شرایط بازار و هزینه‌های معاملاتی نیز اهمیت دارند.

آیا حد ضرر حداکثر ضرر را تضمین می‌کند؟

همیشه نه. حد ضرر به تعیین سطح خروج مورد نظر کمک می‌کند، اما بازارهای سریع، گپ‌ها یا نقدشوندگی پایین می‌توانند باعث اجرا در قیمت دیگری شوند.

آیا اهرم بالاتر ریسک معاملاتی را افزایش می‌دهد؟

بله، اگر اهرم بالاتر برای افزایش اندازه پوزیشن استفاده شود. پوزیشن‌های بزرگ‌تر اثر مالی حرکات قیمت را در هر دو جهت بزرگ‌نمایی می‌کنند.

چرا برنامه معاملاتی مهم است؟

یک برنامه معاملاتی قوانین ورود، خروج و مدیریت ریسک را پیش از اینکه احساسات بر تصمیم تأثیر بگذارند، مشخص می‌کند. این کار به باثبات‌تر شدن رفتار معاملاتی کمک می‌کند.

آیا مدیریت ریسک می‌تواند معاملات را سودآور کند؟

مدیریت ریسک به تنهایی نمی‌تواند سودآوری را تضمین کند. این کار قرارگیری در معرض ریسک را کنترل می‌کند و ضررها را محدود می‌کند، اما معاملات سودآور همچنین به کیفیت استراتژی، اجرا، هزینه‌ها و شرایط بازار بستگی دارد.

بازگشت بازگشت
این وب‌سایت از کوکی‌ها استفاده می‌کند. درباره سیاست کوکی‌ها بیشتر بدانید.